|
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 22:3  توسط محمودی
|
مشتاقان استفاده از علم روز ............................................................ روز وبلاگ نویسی پرستاری مبارک خانه به دوش فنا در شب طوفانی ام همسفر بادها ، رفته ام از یادها
آذرخش تازیانه می کشد بغض ابرها شکفته است ..............................................................................................
اولین کارگاه وبلاگ نویسی پرستاری در تاریخ ۱۴/۶/۸۶ توسط نماینده انجمن پرستاری ایران در استان در کافی نت پاپ نت برگزار گردید . در این جلسه با حضور تنی چنداز بهیاران و پرستاران روش نوشتن و فعال کردن وبلاگهای پرستاری آموزش داده شد..
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 18:3  توسط محمودی
|
معاون وزارت بهداشت: تربيت بهيار متوقف نميشود معاون آموزشی و دانشجویی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی : تربیت بهیار از سیاستهای این وزارت است و هیچگاه متوقف نمیشود.
وی تعداد مراکزی که هماکنون به تربیت و آموزش بهیاران مشغول هستند را پنج مدرسه بهیاری در نقاط مختلف کشور عنوان کرد و افزود: تقویت آموزش و تعداد مدارس بهیاری از برنامههای وزارت بهداشت است. وی با بیاناینکه آموزش بهیاری طی سالهای اخیر دچار چالشها و مشکلاتی بوده، گفت: این درحالیست که آموزش بهیاری در تمام دنیا وجود داشته زیرا این گروه نقش مهمی در رعایت مسایل بهداشتی و انتقال بیماران دارند. وی تصریح کرد: وقتی فردی از بدو دانشآموزی و با علاقه به سیستم درمانی وارده شده و در این رشته تربیت میشود، میتواند نقش مهمی در نظام سلامت ایفا کند. وی با بیان اینکه تربیت بهیار با پرستاری منافاتی ندارد افزود: این دو رشته مستقل هستند و دارای شرح وظایف متفاوت میباشند. دکتر عینالهی آموزش پودمانی بهیاران، راهاندازی کاردانی مستقیم بهیاری مانند رشتههای فنی و حرفهای را از برنامههایی عنوان کرد که در راستای تشویق بهیاران و ادامه تحصیل آنان پیشبینی شده است.
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 18:2  توسط محمودی
|
در این نامه که از سوی بهیاران استان های چهارمحال بختیاری و استان های همجوار و به عنوان سازمان نظام پرستاری ارسال شده است خواستار توجه جدی به موضوع بهیاران شده اند در این نامه چنین می خوانیم به نام خدا رئیس کل محترم سازمان نظام پرستاری کشور با اهدا سلام احتراما ما بهیاران وکمک بهیاران استان چهار محال و بختیاری و استان های همجوار و همچنین تمام بهیاران ایران اسلامی خواستار برگزاری دومین همایش جهت پیگیری مسائل به ثمر ننشسته همایش قبلی بوده و خواستار بیان مشکلات مطالبات وارتقا ء سطح علمی و حرفه ای خود در همایش جدید میباشیم همچنین با تشکیل کمیته ای از کلیه استانها و هیات مدیره ها که در آن بهیاران هیات مدیره ها عضویت دارند خواستار رسیدگی و پیگیری سرنوشت طرح ارتقای تحصیلی بهیاران ، احتساب سه سال تحصیل جز سنوات خدمتی ، طرح ارتقای شغلی ، استخدام بهیاران و غیره ............ می باشیم که مساعدت و همکاری شما برای برگزاری این همایش از سوی سازمان نظام پرستاری کشور در یکی از استانهای ایران عزیزمان را خواستاریم. من الله التوفیق بهیاران و کمک بهیاران استان
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 18:1  توسط محمودی
|
میگن با یک گل بهار نمیشه!!!!!!!!!! اما ........ ما یک گل نرگس داریم.... که ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ بهار تو نگاهش ناز میکنه تعجیل در ظهور مهدی(عج) صلوات پیامبر اعظم (ص): بر در دوم بهشت نوشته شده ، هر چیز راهی دارد و راه رسیدن به شادمانی در آخرت ، چهار چیز است : دست محبت بر سر یتیمان کشیدن ، و بر بیوگان مهربانی کردن ، و در رفع نیازهای مسلمانان کوشیدن و دل جویی از تهیدستان و مساکین
منبع :
+ نوشته شده در جمعه نهم شهریور 1386ساعت 17:19  توسط محمودی
|
آری او بهیار است
چه زود گذشت مانند یک پلک بهم زدن.29سال پیش جوانی پرشور وپرتوان وپر انرژی که هنوز مویی بر صورتش نروییده بود .شاداب و سرزنده خندان وبشاش با غروری خاص وجوان گونه .آمده تا با حضور خود مرحمی باشد بر دل دردمند وتسکینی بر آلام دردمندان وچه زیباو مطمئن آمده . او آمده تا طراوت و شادابی وصفا وصمیمیت خود را با خشکی تلخ گونه دردمندان وناتوانان جسمی وروحی تقسیم کند بلکه بیشتر اهدا کند....وچه بسا از این تقسیم نیز چه شادمانه ومغرورانه نجوای راضیم به رضای توای معبود بی همتا سر میدهد .
آیا این سرنوشت این جوان بوده ؟
آیا تمام راهها بر وی بسته بوده ؟
آیا نمیتوانست در این کشور
پهناور کاری وشغلی وحرفه ای برای خود دست و پا کند؟
آیا حقوق ماهیانه سه هزار و پانصد تومان او را وسوسه کرده بود؟
آیا از بوی تند و نفس گیر مواد شیمیایی پخش شده در محیط بیمارستان ها وبخشها که هر شخص مراجعه کننده را فراری میداد خوشش آمده بود؟
آیا از شب زنده داری وهمدم بیمار بودن وبرخورد با انواع عفونتها وجراحتها خبر نداشت و ناآشنا با این مسائل خود را در گیر نموده بود؟
آیا بی اطلاع بود که بایستی درطول 24 ساعت لااقل 8 ساعت آنرا در محیطی سپری کند که آه و ناله و فریاد و نومیدی و درد در آن بیداد می کند که احساس وروحیه هر سنگدلی را آب میکند؟
یا اینکه عشق به همنوع وکمک ویاری به هموطن ونیازمندان او را به این ورطه هدایت نمود؟
آری او میدانست و یقین داشت که هر انساني به واقع دو انسان است يكي آنكه در تاريكي بيدار است و ديگري آنكه در روشنايي همچنان خواب است ..آری او با این تفکر آمده بود وچه خوش آمده بود که ((((کم کند آلام وافزاید صفا بهر بیماران وخود جوید کمال))))
و(((هشدار كه گر وسوسه ي عقل كني گوش
ساعتها وروزها وهفته هااز پی هم می گذشتند همه چیز در خور تغییر بود او کار میکرد وبه حرفه خود افتخاروبه خود میبالید که رنجوری دردمند از عمق وجود واز اعماق قلب اورا دعا گوست.وبر این باور بود وهست که این بهترین پاداش و دستمزد برای اوست...
او میداند وبا خود زمزمه داردکه: عشق ورزی را متوقف نساز . لطف و مهربانی خود را دریغ نکن حتی اگر دیگران تو را بیا زارند..
اکنون او چند سالی سابقه کار داردواز مسئولین سابق دیگر اثری جز یادگارهای آنان چیزی بجانمانده واو هنوز با تمام قواونیروی خدایی مشغول به فداکاری است وخود را فراموش کرده.ولی کم کم دارد دیر میشودپس سهم او چه میشود.در هر جا که کار کرد واقعا کار کرد واز خود مایه گذاشت.سالیان سال را سپری کرد وهیچ کس از او یاد نکرد!!! هیچکس او را نشناخت !!!در طی این سالها شده بود آچار فرانسه و میتوانست بدون هیچ دغدغه ای بجای تمامی همکاران بنحو احسن انجام وظیفه نماید کار ها را طوری رله میکرد که گویی متخصص این کارهاست.واین باعث خوشحالی مسئولین میشد که در کارها کمبودی برای دستگاه احساس نشودکه خرده ای بر آنها بگیرند .وعاشقانه خدمت میکند وصبر را پیشه خود ساخته تا شایدفرجی حاصل آید. چون میداند هیچ موفقیتی بدون صبر امکان پذیر نیست. گرچه صبر خیلی تلخ است ولی نتیجه اش شیرین است و صبر را باید از درخت آموخت که همه رنج خزان و زمستان را تحمل می کند تا بهار برسد و باز شکوفا شود وهم اوست که آمده بود تا مرحم باشد که انصافا مرحم هم بود .ولی آیا کسی مرحم زخمهای او بود؟؟ آیا کسی به درد دل او گوش فرا دادواز او دلجویی کرد ؟؟؟آری او بهیار است ومیخواهد دگرگون شودچون حق قانونی اوست.وصبرنیز حد و اندازه دارد پس ای مسئولین: آنگاه كه غرور كسي را له مي كنيد آن گا كه كاخ آرزوهاي كسي را ويران مي كنيد آنگاه كه شمع اميد كسي را خاموش مي كنيد آن گاه كه بنده اي را ناديده مي انگاريد آنگاه كه حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنويد آنگاه كه خدا را مي بينيد و بنده خدا را ناديده مي انگاريد مي خواهیم بدایم دستانتان را به سوي كدام آسمان دراز مي كنيد تا براي خوشبختي خود دعا كنيد ؟ به سوي كدام قبله نماز مي گذاريد كه ديگران نگذارده اند؟ (هوشمند محمدی)
.............ادامه دارد
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 15:9  توسط محمودی
|
قسمت دو م ( آری او یک بهیار است) سخن تا آنجا رسید که هیچ مرحمی بدل بهیار گذاشته نشد واین واقعیت دردگونه و تلخ ادامه پیدا کرد وهیچ ناجی از هیچ ناکجایی هم بفکر این قشر نبود وراهکارهای سازنده او هم بدل مینشست اما مسئولین مگر درد سر برای خود می خواستند؟او هم کارش شده بود کار وکاروکار اجباری در تمامی ایام هفته( تعطیل وغیر تعطیل ایام غمها و شادیها.سرماها و گرماها) ودر مقابل این همه اجبارکار فقط دریافت حقوقی ناچیز ودیگر هیچ ....آیا این است عدالت؟؟؟؟
مشکلات زندگی . نداشتن سرپناه برای خود و خانواده. تورم بازارو مشکلات کاری او را احاطه کرده. باور کنید اگر کوه بود .کاه میشد.. اگر آهن بودذوب میشد....لذا صلابت و سرسختی و ثابت قدمی او در عهدی که با خالق بسته بود اورا ثابت قدم تر محکم تر ونیرومند ترمیساخت.
ومسئولین که میبایست این مسائل را با دیده و وجدانی بیدار میدیدند ...... ندیدند!!!!!!! بله خوب میدیدند که در این رابطه کارها چه خوب رله میشوند پس جای نگرانی برای آنان وجود نداشت. و در عمق وجودشان احساس راحتی داشتند وخیالشان از این بابت راحت راحت بود. یکبار نشد برای خدا لحظه ای کلاه خود را قاضی کنند ..... وحق را به حقدار بدهند .........یکبار هم نشد حتی در مقابل این همه از خود گذشتگی وخستگی کار ازاو تشکری خشک وخالی کنند .یا او را در کاری مشارکت دهند. گاه یک لبخند، یک جمله کوتاه، یک خط و یا یک نگاه می توانست بهترین هدیه برای او باشد که این چیزهای بدون خرج وساده را نیز از او دریغ کردند.............. (((لعنت به اینهمه بی عدالتی و تبعیض و...............))))
اما او ناراحت نیست چون کلاهی سر هیچ مسئولی ندید تا بخواهند قاضی کنند....وخوب میدانست که کسی که برای پست و مقام وریاست وجاه طلبی َآمده است حق را حتی نمیتواند هجی کند . چه رسد به ادای حقشناسی.وی محتاج مطرح شدن نبودواحتیاج به تشکر هم نداشت چون عهد با دلدار خود حدیثی عاشقانه و روحانی داشت.. وبر این باور بود که- ما در هیچ سرزمینی زندگی نمی کنیم، ما حتی بر کرۀ زمین هم زندگی نمی کنیم، منزل حقیقی ما قلب کسانی است که دوستشان داریم ودوستمان دارند
آری او در حین کار تجربه کسب میکرد وکار یاد میگرفت.او ساعات کارش را بگونه ای برای خود تنظیم مینمود که لااقل در هر شیفت کاری تجربه جدیدی کسب نماید.وخوب میدانست که طرف حساب او فقط خداست ودیگر هیچ.
راضی بود که اگر رسما وارد دانشگاه دنیوی نشده در عوض از دانشگاه اخروی بهره میبرد و از این لحاظ بسیار شادمان و پیروز بود چون مسئولین تصور میکنندآری تصور میکنند که او ارتقا نیافته چون در خواب و خیالند وغافل از کارهای خدایی....
و میگوید..........
مانند پرنده ای هستیم که روی شاخه ای دربالاترین جای درخت ولی سست وضعیف نشسته و آواز می خواند
بله ما بال و پر داریم ما میخواهیم پرواز کنیم ..احساس سرما ولرزیدن بس است...
ادامه دارد
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 15:8  توسط محمودی
|
به نام خدا به چه دلیل منطقی؟ مدت دوره های یک ساله دو ساله وسه ساله تحصیلات آموزشگاههای دولتی بهیاری جزو سنوات کاری آنان بحساب نمی آید؟؟؟؟؟؟؟ دوره آموزش بهیاران بادوره آموزشگاههای تربیت معلم چه فرقی دارد؟؟؟ با توجه به اینکه هر دو آموزشگاه دولتی بوده ...... هر دو آموزشگاه با مجوز دولت افراد را جذب کرده اند....... هر دو آموزشگاه باامتحان ورودی افراد را برگزیده اند.......... هر دو آموزشگاه بعد از امتحان ورودی با افراد مصاحبه داشته اند... هر دو آموزشگاه به منتخبین در طول دوره کمک هزینه پرداخت نموده اند.... هر دو آموزشگاه پذیرفته شدگان رابیمه تامین اجتماعی وبیمه خدمات درمانی نموده اندوحق بیمه پرداخت نموده اند.. ونهایتا هردو تعهد محضری داده اند که دو برابردوره در مناطق دور دست خدمت نمایند...... اما یکی (تربیت معلم )جزوسنوات بحساب بیاید ودیگری نه؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 15:7  توسط محمودی
|
هرسال روز پرستار و وعده ها... سفر به استانها .....سخنرانی و بی توجه به نامه هایی که پرسنل مشتاقانه به دست او دادند... السلام عليكِ يا زينب كبري، السلام عليكِ يا بنت رسول الله، السلام عليكِ يا بنت اميرالمومنين (سلام الله)
باید به خودمان ببالیم .خداوند بزرگ را شاکر باشیم.که در روز میلاد چنین گرانمایه ای .ستاره ای.شمعی .گلی . پرستاران را روز است
ای پرستار شهادت! تو بانوی فصاحتی و اعجاز نطق آتشین تو قلب سنگی کوفیان را ذوب کرد، اشک از چشمان آنها به راه انداخت و به سینه های کویری شان گسیل داشت تو فرزند کوثری! تو جرعه ناب کوثری! نامت همیشه درس آموز عزت و یادت هماره الهام بخش شرف و مردانگی باد
از خداوند متعال توفيق روز افزرون شماپرستاران وبهیاران و همه خدمت گذاران صدیق را در خدمت به مردم و نيل به آرمان هاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران تحت زعامت مقام معظم رهبري حضرت آيت ا... خامنه اي مسئلت مي نمايد رنجنامه
اين رنج نامه راتلخ كامانه و در كمال نوميدي و ناخشنودي هنگامي ودر هنگامه اي مينويسيم كه كادر پرستاري مخصوصا بهياران
چندان در رنجند كه گويي از اول نبوده وحال نيز نيستند. .
مسئولين محترم دارد دير ميشود طفل انتظار پير شده است .دل صبراز اين شيوه سير شده است
اگر ايمان است اگر كرامت انسان است. .اگر خرد و برهان است .اگرعشق و عرفان است
همه دستخوش تاراج و طوفان است . كجاست شير دلي كز بلا نپرهيزد .ما كادر نه مناقصه در قدرت داريم نه مناقشه در ثروت
بلكه مطالبه حريت و حقوق از دست رفته خود ميكنيم.نميدانيم آنچه ميگوييم و نوشته ايم فريادي است بر سر چاه يا ازته چاه. هر چه هست حديث چاه و فرياد است يا كوه و فرهاد.نعره نوميدانه ايست در سنگستان ناكامي ها كه تنها پژواكي از آن نصيب ما
ميشود.. آيا اين همه تلخي و شوري وترشي را پاياني شيرين هست
دانم سر آرد غصه را رنگين برآرد قصه را اين آه خون افشان كه من هر صبح و شامي ميزنم
آقای میرزا بیگی قبل از شروع هر صحبتی و حرف و حدیثی لازم است نکته ای بس مهم را یاد آور شوم که شما در درجه اول
پرستار هستید وبا آرا من و امثال من به این پست و درجه وریاست رسیده اید ..طبق حدیث شریف از امام صادق(عليه السلام) چنين آمده است: «مَنْ عَرَفَ اللّهَ خافَ اللّهَ وَ مَنْ خافَ اللّهَ سَخَتَ نَفْسُهُ عَنِ الدُّنْيا; كسى كه خدا را بشناسد، از (مجازات) او مى ترسد، و كسى كه از خدا بترسد نسبت به زرق و برق دنيا، بى اعتنا مى شود!
بله مدت 6 سال است که سازمانی بنیاد نهاده شده است که هدفش بس مهم ولازم الاجراست چون سلامت فرد فرد جامعه را خواستار است. وارکانش درس گرفته ازمکتب ناب حضرت زینب (س) .
6 سال یعنی گذشتن عمر من وتو وخستگی وپیری .6سال قبل که بنیاد سازمان نهاده شد من به این امید بودم که در این چند سال باقی مانده از خدمت افرادی هستند که پاسخ این بی عدالتیهایی که در حق من روا داشته اند را بگیرندوحق مرا هر چند اندک ادا کنند.. وبر خود میبالیدم امروز بعد از گذشت 6سال چند ماهی دیگر در خدمت این حرفه بیشتر نیستم و باید کاملا برادرانه وناامیدانه بعرض برسانم که هیچ چیز ندیدیم و بس بیهوده دلخوش داشته بودیم ..واقعا اگر با تدبیر و خالصانه به 30سال خدمت خود بنگرم به این نتیجه میرسم که اگر با مدرک 30سال قبل در ارتش استخدام شده بودم با این حس پاک و دلسوزانه که خود میدانم و خدای خود دست کم با درجه سرهنگی باز نشسته میشدم ولی افسوس که همان رتبه 30 سال قبل ومنبع کامل بیماریها و لرزش دست و پیری .. پیاده در شطرنج اگرتاآخرادامه بدهد وزیر مشود. مگر اینکه او را طرد(ساقط) کنند..
برادر گرامی..
مردان واقعی معمولاً افرادی هستند که کمتر حرف می زنند. فقط در مواقع لزوم عقاید خود را ابراز می کنند. هیچوقت آنها را در حال پرحرفی نمی بینید چون برای آنها وقت طلا است. حرف فقط زمانی می تواند برای آنها به منزله ی سلاح باشد که بتوانند آن را با عمل ثابت کنند
عیب ندارد اگر به همه ی دنیا اعلام کنید که چه کارهایی می خواهید انجام دهید. اما اول آن را نشان دهید. حرف زدن آسان است، این عمل کردن است که از عهده ی هر کسی برنمی آید. حرفی نزنید که نتوانید آن را با عمل ثابت کنید. تا جایی که می توانید همه ی حرف هایتان را به عمل برسانید.
شما به پیشرفت های تحصیلی و شغلی خود افتخار می کنید و مشتاقید تا به عرصه چالش های جدید قدم بگذارید. این چالش ها برای شما موقعیت ها وآزمایشاتی را فراهم می آورند که شخصیت و شان شما را زیر بوته آزمایش
آقای میرزا بیگی:/ این جملات پر درد نتیجه 29 سال و اندی است که لازم بود برای شما بازگو کنم برای رضای خدا در حیطه کاری پرستاران و بهیاران ودیگر کادر قدم بردارید .ضمن اینکه وزیر محترم جناب آقای لنکرانی در جشن روز پرستار صریحا اعلام فرمودند که با هیچ یک از پرسنل وزارت بهداشت درمان مخصوصا پرستاران و بهیاران هیچگونه رو در بایستی نداریم و همه مشکلات را بیان کنند.ضمن اینکه رئیس جمهور عزیزمان نیزاعلام داشتند که پرستاران نجيبترين ، سالم ترين، پركارترين و مفيدترين قشر جامعه دانست و گفت پرستاران با همه مشكلات و سختيها، انسانهاي صبور، دلسوز و مهمتر از همه خوش اخلاقترين اقشار جامعه هستند : اهميت و ظرافت شغل پرستاري سبب شده كه آنان يكي از بهترين
مشاغل جامعه را بدستآورند
ودر بیانات مهم رهبر کبیرمان . . پرستارى يکى از سختترين کارها از لحاظ فشار روحى و جسمى براى پرستار است. نشستن پهلوى بيمار، معاشر بودن دائمى با بيمار، شکوهى بيمار را شنيدن، با او به مهربانى رفتار کردن، به او لبخند زدن، او را با عمل، رفتار و پذيرايى خود از رنجهاى فراوان دوران بيمارى رهاندن، تحملِ پولادين لازم دارد. و اما نکتهايى که به مسؤولان عرض مىکنم؛ که مسؤولان ذيربط مسائل مديريتى کشور بايستى براى اين شغل يک باب جداگانه و تازهايى باز کنند. مسأله استخدام، مسأله آموزش در حين خدمت، استراحت دادن به قشر پرستار، موضوعاتى است که در ماهيت کار پرستارى اثر مىگذارد. اگر نقش پرستار اين قدر مهم است - که هست - پس پرستارِ خسته، پرستارِ از کار مانده، پرستارِ چند نوبتِ کارىِ پشت سر هم کار کردهى از روى ناچارى، ديگر نمىتواند اين نقش را ايفا کند. پرستارى که با دلزدگى و بى حوصلگى و خستگى بخواهد کار کند و راضى از کار خود نباشد، ديگر نمىتواند اين نقش را ايفا کند. پرستار بايد با نشاط، سرحال، آماده و شائق به خدمت، آشناى با معلوماتى که او را کمک مىکند به خدمت، باشد و امکانات و مقدمات اين مسائل را بايستى مسؤولان فراهم کنند
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 15:5  توسط محمودی
|
به نام خدا دغدغه های پرستاری زیاد یا کم؟؟؟؟؟ بیانات گهر بار رهبر کبیر !!!!!! شما پرستاران عزیز حقیقتاً فرشتگان رحمت براى افراد بیمار و بیماردار جامعه محسوب میشوید. پرستارى یکى از سختترین کارها از لحاظ فشار روحى و جسمى براى پرستار است. نشستن پهلوى بیمار، معاشر بودن دائمى با بیمار، شکوهى بیمار را شنیدن، با او به مهربانى رفتار کردن، به او لبخند زدن، او را با عمل، رفتار و پذیرایى خود از رنجهاى فراوان دوران بیمارى رهاندن، تحملِ پولادین لازم دارد .............................................................
پیگیری کار برای پرستار که تمامی مسئولین مملکتی آنرا جز ء نجیبترین ، سالم ترین ، پرکارترین و مفیدترین قشر جامعه میدانند..را به کجا هدایت کرده اید؟؟؟؟؟
چرا ارتقا شغلی بایستی یکی از ناراحت کننده ترین موضوعات این روزها برای کادر پرستاری باشد.. آیا این موضوع را که خود اعلام نمودید ۱۰۰ درصد کادر پرستاری بایستی شامل شوند را فراموش کردید؟ : مسیر ارتقای شغلی که شامل 65 درصد از کارکنان پرستاری میشد به 100 درصد ارتقا یافت که در
این راستا 734 میلیارد ریال اعتبار پیش بینی شد آقای مسئول وخانم مسئول : خواهشمند است یا در گفتارتان وعملتان تجدید نظر فرمایید یا اینکه سکوت بهترین فریاد است..اگر به قشر زحمت کش پرستار اهمیت میدهید؟
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 15:4  توسط محمودی
|
|
|||||